
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه از پکن بازدید کرد. در دهه اخیر چین نقش مهمی در پایداری اقتصادی روسیه در مواجهه با تحریمها و تعرفههای غرب داشته و در مقابل، مسکو منابع مورد نیاز پکن را به ویژه نفت و گاز تأمین کرده است.
نفت و گاز ۷۰ درصد از صادرات روسیه به چین را تشکیل میدهند
روسیه و چین از نظر فرهنگی و سیاسی تفاوتهای چشمگیری دارند. آنها بنا به ضرورت با هم همکاری میکنند و دلیل اتحاد آنها بیشتر ناشی از دشمنان خارجی مشترک است تا نزدیکی تاریخی. ایالات متحده در دهه ۱۹۷۰ به دلیل هراس از شوروی، همکاری اقتصادی خود را با چین شکل داد. اما سیاستهای آن ناخواسته روابط پکن و مسکو را به هم نزدیکتر کرد که توان مقاومت و فرسایش برتری نظامی و تجاری واشنگتن را دارد.
در سفر اخیر، ولادیمیر پوتین سیاستمداران و مقامهای ارشد خود را به پکن برد. هشت وزیر، سه بانکدار بزرگ روسی و رؤسای بخشهای انرژی و منابع که بر صادرات روسیه به چین تسلط دارند، در این سفر حضور داشتند. با توجه به تجارت ۲۰۰ میلیاردی دو کشور در پنج سال گذشته، بانکداران روسی و چینی در مورد تسهیل بیشتر تسویه حسابهای رنمینبی-روبل رایزنی کردند، زیرا ۹۹ درصد از معاملات تجاری این کشورها را به خود اختصاص میدهد.
همچنین، رنمینبی بیش از ۴۰ درصد از معاملات روزانه ارز خارجی را در مسکو تشکیل میدهد. واشنگتن با استفاده ابزاری از ارز خود و تلاش برای کنترل جریانهای ارزی جهانی، برتری دلار را نه تنها در تجارت چین با روسیه، بلکه در سراسر ساختار تجاری بریکس تضعیف کرده است.
با وجود افزایش این ادغام مالی؛ روابط اقتصادی از نظر مقیاس و ساختاری همچنان نامتوازن است. ایالات متحده دومین شریک تجاری بزرگ چین پس از اتحادیه اروپاست، همچنین چین پس از مکزیک و کانادا، سومین شریک تجاری بزرگ ایالات متحده بوده که دلیل اصلی آن مرزهای مشترک دو کشور و ادغام بیشتر آنها با اقتصاد ایالات متحده است. هرچند روسیه جایگاه مهمی برای چین دارد، اما هشتمین شریک تجاری بزرگ چین، پس از ویتنام به شمار میرود.
اقتصاد روسیه به دلیل شرایط صنعتی و قیمت بالای جهانی نفت از انعطافپذیری برخوردار است، اما نرخ تورم بالا و مصرف و سرمایهگذاری داخلی ضعیف در سایر بخشها داراست. به نظر میآید تجارت دوجانبه روسیه و چین به اوج خود رسیده است.
نفت و گاز ۷۰ درصد از صادرات روسیه به چین را تشکیل میدهند و در مقابل بیش از ۸۵ درصد از صادرات چین، کالاهای تولیدی یا فرآوری شده هستند. چین جای غرب را به عنوان تأمینکننده بیشتر کالاهای مصرفی و صنعتی وارداتی گرفته، به طوریکه بازار روسیه از محصولات چینی از وسایل نقلیه برقی گرفته تا اسکیتبرد، اشباع شده است.
چین توان خرید نفت از بسیاری از کشورها دارد و برخلاف نظر غربیها، تقریبا هشت درصد گاز وارداتی را از خط لوله روسیه تأمین میکند. تکمیل خط لوله گاز از مغولستان این وضعیت را تغییر میدهد و بازارهای جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) را مختل خواهد کرد. ظاهراً دو طرف در نشست اخیر پکن درباره خط لوله دومذرایزنی کردند، اما هیچ توافقی بهدست نیامده است.
تضاد بین دیدار پوتین-شی و نشست ترامپ-شی به ویژه در نحوه رفتار و دیپلماسی مشهود بود. پس از سفر ترامپ، هیچ بیانیه مشترکی درباره موضوعات تجاری یا دیپلماتیک صادر نشد و دو طرف ناگزیر نکاتی بیان کردند. برخی از مواضع علنی واشنگتن، مانند موضوع ایران و تایوان، به شدت با رویکرد پکن در تضاد بود.
در مقابل، تیم پوتین بیش از ۴۰ توافقنامه دولتی و شرکتی در چین امضا کرد که شامل انرژی، حمل و نقل، همکاری صنعتی، فناوری هستهای، آموزش، علوم، هوش مصنوعی و رسانه میشد. این توافقنامهها، برخلاف نمایش معاملهگرایانه آمریکاییها، بازتاب حرفهایگری و بلوغ دیپلماتیک بود.
با وجود این اتحاد، قضاوت افکار عمومی و حافظه تاریخی همچنان روابط چین و روسیه را پیچیده میکنند. مردم چین هنگام ارزیابی روسیه، دچار دوگانگی هستند و نظرات در رسانههای اجتماعی متفاوت است. برخی پوتین را مرد قدرتمند غیرمعمول و توانمند، مانند شی میدانند که به جای جنگهای هژمونیک، نبرد دفاعی را مدیریت میکنند، بنابراین در جهانی پر از رهبران ناکارآمد، شایسته احترام هستند.
برخی دیگر وی را توسعهطلبی خطرناک محسوب میکنند که جنگی بیهدف را به راه انداخته که باعث رنج مردم اوکراین شده است. سه سال پیش، رسانههای اجتماعی چین تقریباً به اتفاق آرا از پوتین حمایت میکردند.
روابط روسیه و چین تاریخچهای پر فراز و نشیب و خونین دارد. در «سده تحقیر» چین، روسیه ۱.۵ میلیون کیلومتر مربع از خاک چین، معادل تمام اروپای غربی را به تصرف خود درآورد. در ماههای پایانی جنگ جهانی دوم، نیروهای شوروی از آگوست ۱۹۴۵ تا مارس ۱۹۴۶ شمال شرقی چین را اشغال کردند و اگر ایالات متحده و متحدانش، ازجمله بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی نبود، احتمالاً آن را به اتحاد جماهیر شوروی ملحق میکردند. هرچند ارتش استالین عقبنشینی کرد، اما بیش از ۲ میلیارد دلار ماشینآلات و تجهیزات صنعتی را از منطقه خارج کردند.
جنگ چین و روسیه در سال ۱۹۶۹ بر سر جزیره ژن بائو در رودخانه اوسوری و درگیریها در امتداد مرز سین کیانگ، جان صدها نفر از هر دو طرف را گرفت و مسکو را بر آن داشت تا این ایده را با واشنگتن در میان بگذارد که اتحاد جماهیر شوروی حمله اتمی پیشگیرانه به تأسیسات هستهای چین انجام دهد.
با وجود این، واقعیتهای ژئوپلیتیک کنونی هر دو کشور را ترغیب کرد تا تنشهای تاریخی را به صورت عملگرایانه مدیریت کنند. پوتین و شی رابطه شخصی خوبی دارند، اما بیاعتمادی عمیقی بین دو ملت وجود دارد. همچنین با توجه به روندهای اقتصادی در هر دو کشور، تسلط چین احتمالاً برای سالهای آینده نیز ادامه خواهد داشت.
در ۶ ماه اخیر، چین پذیرای رهبران چهار عضو دائم دیگر شورای امنیت سازمان ملل متحد شامل فرانسه، بریتانیا، ایالات متحده و روسیه بوده است
هفته گذشته شی جین پینگ، رئیسجمهور چین با ترامپ مانند همتای اقتصادی دیدار کرد. اما دیدار پوتین با شی شبیه همکار و رفیق قابل اعتماد، اما از نظر اقتصادی و ژئوپلیتیکی، شریک کوچک و وابسته بود. همچنین، این دو مقام به طور غیرمستقیم در سخنرانیهای هفته گذشته خود، ایالات متحده را به خاطر برهم زدن صلح و امنیت جهانی سرزنش کردند.
در مجموع، این رویاروییهای دیپلماتیک نشاندهنده تغییر بزرگ در توازن قدرت بینالمللی است که به نفع چین خواهد بود. گرچه رویدادهای اخیر پرآشوب هستند، اما چین را تقویت کردهاند. پینگ به تازگی میزبان ترامپ بوده که در آستانه شکست در جنگ ایران است و پس از وی، فرمانده دومین ارتش قدرتمند جهان، پوتین درگیر جنگ اوکراین است. بنابراین، درگیری ایالات متحده در این دو جنگ به سود چین خواهد بود. پکن از توقف تنشها سود بیشتری میبرد، زیرا تجارت جهانی دوباره بدون مانع جریان و اعتماد مصرفکنندگان جهان بهبود مییابد.
در ۶ ماه اخیر، چین پذیرای رهبران چهار عضو دائم دیگر شورای امنیت سازمان ملل متحد شامل فرانسه، بریتانیا، ایالات متحده و روسیه بوده است. چین در سالهای گذشته به مرور خود را با تغییرات وفق داده و در دو هفته گذشته، شبیه قدرتی بزرگ رفتار کرده است.
چین میتواند با ایستادگی در برابر تحرکات سایر قدرتها به ویژه در موضوع تایوان، ژاپن و فیلیپین و تلاش در راستای ساختن مدل اقتصادی و اجتماعی خود برای جهانی عادلانه، باثبات و مرفه، بخش جداییناپذیر آن باشد و قدرت خود را نیز افزایش دهد.